بازار آهنگرها و یاد جهنم

بازار آهنگرها و یاد جهنم

جوانی از بازار آهنگران کوفه عبور می کرد. با دیدن پتک و آهن های گداخته به یاد جهنم افتاد و غش کرد. جناب ابوذر به بالینش رسیدند و علت را جویا شدند.

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

سلمان از بازار آهنگران کوفه می گذشت، جوانی را دید که غش کرده و مردم گردش جمع شده اند. تا آنان سلمان را دیدند، گفتند: ای سلمان این جوان مبتلا به صرع شده، اگر می آمدید و برای شفایش دعایی در گوشش می خواندید خوب بود. سلمان کنار جوان آمد، چون نزدیک رسید، جوان سرش را بلند کرد و به سلمان نگاه نمود و گفت: من کسالت جسمی که می گویند ندارم، بلکه از کنار مغازه های آهنگرها می گذشتم، چشمم به پتک آنان افتاد که آهن های گداخته را بر سندان نهاده و پیوسته آن را می کوفتند، آن وقت به یاد کلام الهی افتادم که می فرماید:

«و لهم مقامع من حدید، و برای دوزخیان گرزهایی (سوزان) از آهن است.»

به این علت منقلب شدم و حالم بد شد. سلمان چون این سخنان را از آن جوان شنید، محبتش را به دل گرفت و او را برای رفاقتش برگزید و همیشه با او بود تا آن که مریض شد، سلمان به عیادتش آمد و پهلوی سرش نشست، آخرین لحظه های زندگیش بود، ناگاه سلمان گفت: ای فرشته مرگ با دوستم مدارا نما. عزرائیل گفت: ای اباعبدالله، من با هر مؤمنی با نرمی رفتار می کنم. [۱]

[۱] – رجال کشی: ج ۱، ص ۷۲٫ بحار: ج ۲۲، ص ۳۸۵٫ تنقیح المقال: ج ۲، ص ۴۷٫ اعیان الشیعه: ج ۷، ص ۲۸۵

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*