از روی بدن من رد شوید

از روی بدن من رد شوید

یکی از فرمانده‌هان دفاع مقدس تعریف می کند که در یکی از شبهای عملیات باید از محلی می‌گذشتیم و از طرفی نیروهایی که قرار بود سیم خاردارها را برش بزنند شهید شده بودندو...

یکی از فرمانده‌هان دفاع مقدس تعریف می کند که در یکی از شبهای عملیات باید از محلی می‌گذشتیم و از طرفی نیروهایی که قرار بود سیم خاردارها را برش بزنند شهید شده بودندو  ما هم دیگر چیزی همراهمان نبود. روحانی بزرگواری در جمع ما ترکش خورده بود و روی زمین افتاده بود. این روحانی گفت من که دارم شهید می‌شوم؛ روی سیم خاردارها می‌خوابم شما از روی بدن من رد شوید. روی سیم‌های خاردار خوابید و بعد هم به شهادت رسید.

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*