تمامي جستارها با عنوان: اعتماد به خدا

داستان | کارمند بنی امیه

داستان های دوران ائمه (علیهم السلام)  .  داستان های کوتاه  .  

علی بن حمزه می گويد: دوست جوانی داشتم كه شغل نويسندگی در دستگاه بنی اميّه داشت. روزی آن دوست به من گفت: از امام صادق عليه السّلام براي من وقت بگير تا به خدمتش برسم. من از حضرت اجازه گرفتم تا او شرفياب شود، حضرت اجازه دادند و در وقت مقرّر، من با او خدمت حضرت رفتيم. دوستم سلام كرد، نشست و گفت: فدايت شوم، من در وزارت دارائی رژيم بنی اميّه مسئوليّتی دارم و از اين راه ثروت بسياری اندوخته ام و بعضی خلاف ها انجام داده ام! حضرت فرمودند: اگر بنی اميّه افرادي مثل شما نداشتند تا ماليات برايشان جمع كند و در جنگ ها و جماعات آن ها را همراهی كند، حق ما را غصب نمي كردند! جوان گفت: آيا راه نجاتی براي من هست؟ حضرت فرمودند: اگر بگويم عمل می كنی؟ گفت: آری. حضرت فرمودند: آنچه از مال مردم نزد تو هست و صاحبانش را می شناسی به آن ها برگردان و آنچه كه صاحبانش را نمی شناسی از طرف آن ها صدقه بده. من در مقابل اين كار بهشت را براي تو ضمانت می كنم! جوان سر به زير انداخت و مدّتی طولانی فكر كرد و سپس گفت: فدايت شوم دستورت را اجرا می كنم. علی بن حمزه می گويد: من با آن جوان برخاسته و به كوفه رفتيم. او همه چيز خود و حتّی لباس هايش را به صاحبانش برگرداند و يا صدقه داد، من از دوستانم مقداری پول برای او جمع كردم و لباس برايش خريداری نمودم و خرجی هم برای او می فرستاديم. چند ماهي از اين جريان گذشت و او مريض شد، ما مرتّب به عيادت او می رفتيم. روزی نزد او رفتم، او را در حال جان دادن يافتم، چشم خود را باز كرد و گفت: اي علی! آنچه دوست تو (امام صادق عليه السّلام) به من وعده داد به آن وفا كرد. اين را گفت و از دنيا رفت. ما او را غسل داده، كفن كرده و به خاك سپرديم. مدّتی بعد خدمت امام صادق عليه السّلام رسيدم، همين كه حضرت مرا ديدند فرمودند: ای علی! ما به وعده ی خود در مورد دوست تو وفا كرديم. من گفتم: همين طور است فدايت شوم. او هم هنگام مردن اين مطلب را به من گفت.

وعده الهی درباره ایرانیان

داستان های دوران ائمه (علیهم السلام)  .  داستان های کوتاه  .  

«یا أيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتىِ اللَّهُ بِقَوْمٍ يحُبهُّمْ وَ يحُبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلىَ الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلىَ الْكَافِرِينَ يجاهِدُونَ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ وَ لَا يخَافُونَ لَوْمَةَ لَائمٍ…»[۱]؛

– آیه که به اینجا می‌رسد، مسلمان‌ها سؤال می‌کنند: «آن‌ها کدام قوم‌اند که خداوند وعده‌اش را می‌دهد؟»

«فضرب بيده عَلَى عَاتِقِ سَلْمَان‏ فقال: هذا و ذووه» پیامبر(صلی‌الله علیه‌ و آله)، روی شانه‌ی سلمان دست می‌گذارند و می‌فرمایند: آن قومی که خواهند آمد، سلمان فارسی و هم‌وطنان او هستند.[۲]

[۱]. سوره مائده، آیه ۵۴٫

[۲]. المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمد حسین طباطبایی، ج ۵، ص ۳۸۸.