داستان | فاتح ۱۱۰

داستان | فاتح ۱۱۰

در روسیه برای دریافت موشکی دقیق و انحصاری به ژنرال‌های روسی مراجعه کردم. موشکی که در بُرد ۳۰۰ کیلومتر خطایی در حد چند متر داشت. پاسخ ژنرال روسی منفی بود.در جواب به او گفتم: «ما آن را خواهیم ساخت». آن‌ها با خنده‌ای تمسخرآمیز مرا بدرقه کردند.

در روسیه برای دریافت موشکی دقیق و انحصاری به ژنرال‌های روسی مراجعه کردم. موشکی که در بُرد ۳۰۰ کیلومتر خطایی در حد چند متر داشت. پاسخ ژنرال روسی منفی بود. دلیلش را کپی‌برداری از آن توسط ایران ذکر می‌کرد. به او قول دادم این کار را نکنیم، اما او خندید و مجدداً پاسخ منفی داد. در جواب به او گفتم: «ما آن را خواهیم ساخت». آن‌ها با خنده‌ای تمسخرآمیز مرا بدرقه کردند. در بازگشت هرچه تلاش کردم با مشکل مواجه شدم و راهی نیافتم جز اینکه به درگاه امام رضا(علیه السلام) پناه ببرم. سه روز در مشهد مقدس به حرم حضرت رضا(علیه السلام) می‌رفتم و بعد از نماز و زیارت، ضمن توسل، تأمل و فکر می‌کردم. روز سوم به ناگاه پاسخ مشکلات خویش را یافتم و بعد از تشکر و زیارت مجدد، سریع به هتل برگشتم و در دفترچه نقاشی دخترم طرح ذهنی‌ام را به تصویر کشیدم و در بازگشت از مشهد و بازطراحی کار، موفقیت حاصل شد.

موشکی با مشخصات دقیق‌تر از موشک روسی به نام فاتح ۱۱۰.[۱]

[۱]. ماهنامه فرهنگی همشهری، آیه، ش۱۰، ص۱۵ با اندکی تصرف.

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*