داستان | شجاعت آیت الله خویی

داستان | شجاعت آیت الله خویی

فرستاده پهلوی پس از فوت آیت الله العظمی حکیم نزد آیت الله خوئی آمد و گفت اعلی حضرت نامه تسلیت می خواهد ارسال کنند شما نیز جوابی درخور به آن بدهید. آیت الله خوئی فرمودند...

فرستاده محمد رضا پهلوی به نجف آمده است تا از آب گل آلوده ماهی بگيرد. ماجرا از اين قرار است كه مرجع بزرگ مسلمان آيه الله العظمی حكيم از دنيا رفته است و حكومت پهلوی قصد دارد با فرستادن پيام تسليت به يكی از مراجع بزرگ نجف و دريافت جواب ذهن مردم مسلمان را متوجه خود سازد.

فرستاده پهلوی كه حسب سفارش‌های دريافتی بايد سعی كند نظر موافق آيه الله خوئی راجلب كند، خدمت ايشان می رسد و عرض میكند: «حضرت آقا اعلی حضرت قصد داردند به مناسبت در گذشت آقای حكيم برای شما پيام تسليت بفرستند البته به شرط آنكه …»

می فرمايند: «به شرط چی؟». می گويد: «به شرط آنكه حضرتعالی هم لطف كنيد و پاسخی در خور به آن بدهيد!».

می فرمايند: «نيازی به پيام نيست. ارسال هم شود جوابی نخواهم داد!».

شجاعت مثال زدنی آقا، فرستاده پادشاه را هم به شگفتی می آورد.

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*